
تجربه او به او آموخته است که غیبت در انجمن میتواند شکلی آسیبزننده از افشاگری باشد.
صمیمیت جنسی راهی برای ابراز تعهد من به همسرم است. بههمیندلیل وقتی همسرم در دوران ازدواجمان به من گفت که رابطۀ خارج از ازدواج داشته است، عمیقاً آسیب دیدم. رابطۀ او این پیام را به من منتقل کرد که برایش اهمیتی ندارم. از نظر جسمی بیمار شدم و دیگر میلی به زندگی نداشتم. کاش هرگز این موضوع را به من نمیگفت؛ چون این اطلاعات برای همیشه در ذهنم حک شده و نمیتوانم آنرا از یاد ببرم.
افشاگری موضوعی بسیار جدیست و من پس از سالها پاکی در SA آموختم که افشاگری یک خویشاوند نزدیک دارد: غیبت! این یک دشمن پنهان و زیرکانه است. مشارکت کردن با یکدیگر در «راهحل»، شیوهای دیرینه برای برقراری ارتباط است؛ اما غیبت کردن در SA میتواند حس تحقیر را منتقل کند و اعضا را از انجمن براند.
یکی از اعضای قدیمی مشارکت میکرد که غیبت میتواند در پشت نقاب گمنامی، تسلیمها، یا حتی پرسشهایی برای کسب «تجربه، نیرو و امید» پنهان شود؛ حتی اگر رفتار عضوی بهصورت ناشناس توصیف شود، چنانچه احتمال برود شنوندگان میفهمند منظور چه کسی است، این کار غیبت محسوب میشود.
همچنین اگر احتمال داشته باشد عضوی که دربارهاش صحبت میشود از این موضوع باخبر شود، باز هم غیبت است. من باید پیش از صحبت کردن دربارۀ یک عضو، از او اجازه بگیرم؛ وگرنه باید جزئیات را آنقدر تغییر دهم که هیچکس نتواند تشخیص دهد به چه کسی اشاره میشود. همچنین اگر کسی به یک عضو بگوید که دیگران دربارۀ او چه میگویند، این کار غیبت و شکلی ظریف از افشاگری (مخرب) است.
همانطور که من نمیتوانم روابط همسر سابقم را از حافظهام پاک کنم، آسیبی که از غیبت بهجا میماند نیز هرگز بهطورکامل قابل جبران نیست. داستانی هست که میگوید: زوجی نزد مرد دانایی در روستای خود رفتند و اعتراف کردند که پشتسر کسی غیبت کردهاند. مرد به آنها گفت یک مرغ بخرند و از یک سر روستا تا سر دیگر پیاده بروند و در مسیر پرهای مرغ را کنده و روی زمین بریزند؛ سپس به آنها گفت برگردند و تمام آن پرها را جمع کنند. آن زوج گفتند که پیدا کردن تمام پرها غیرممکن است. آن مرد گفت: همانطور که نمیتوانید تمام پرهای ریخته را جمع کنید، نمیتوانید غیبتی که دهانبهدهان پخش شده را بازپس بگیرید.
گمنام



