
قدرت خداوند او را در کابوسِ شنیدن یک افشاگری، استوار نگه داشت.
من در ژانویۀ ۲۰۲۲ برای نخستینبار به SA آمدم. بلافاصله فهمیدم افرادی را یافتهام که میتوانند کمکم کنند تا به پاکی واقعی دست یابم.
با کسی در رابطه بودم؛ هرچند ازدواج نکرده بودیم. تلاش میکردیم به لزومِ خویشتنداری جنسی تا زمان ازدواج احترام بگذاریم؛ اما در این مسیر دچار کشمکش بودیم. مدت کوتاهی پس از نخستین جلسهام، شریک عاطفیام گفت که باید چیزی را به من بگوید. حس میکردم خبر خوبی در راه نیست؛ اما برای آنچه رخ داد، اصلاً آماده نبودم. او برای مدتی طولانی با افراد زیادی «برونریزی» داشت. او وارد جزئیات شد و چیزهای زیادی را به من گفت که هرگز نباید میدانستم.
من مدام جزئیات بیشتری میپرسیدم و او هم به گفتن ادامه میداد. انگار در کابوسی زنده گرفتار شده بودم که نمیتوانستم از آن بیدار شوم. ذهنم چنان آشفته و قلبم چنان شکسته بود که نمیتوانستم به خودم کمک کنم.
برای چندینروز در شوک مطلق بودم. این همان چیزیست که بعدها فهمیدم «افشاگری کامل» نام دارد. من از رفتارهای او کاملاً بیخبر بودم. در این دروغ زندگی میکردم که ما تکهمسر و کاملاً به یکدیگر متعهد هستیم. هرگز حتی گمان نمیبردم چنین اتفاقاتی در جریان باشد.
من هیچ سدِ دفاعی در برابر حرفهای او نداشتم. در ذهنم هیچ پناهگاه امنی برای کنار آمدن با گفتههایش نبود. میان آنچه تصور یک زندگیِ واقعاً خوب و حقیقتِ خیانت، گم شده بودم.
او مدت کوتاهی پس از افشاگری، مرا ترک کرد و این موضوع بیشازپیش به من آسیب زد. بهنظر میرسید این «رهاشدگی»، ضربۀ نهایی بود.
به شرکت در جلسات ادامه دادم و زنی را پیدا کردم که تمایل داشت با من کار کند (راهنمایم شود). به شکلی معجزهآسا حدود ۱۸ ماه پاک ماندم. قدرت خداوند بسیار فراتر از آن است که بتوانم توصیفش کنم. تنها خداست که قدرتِ پاک نگهداشتن مرا دارد. در نهایت زمانی که ذهنم کاملاً درگیر سبک زندگی شهوانی او شد، دچار لغزش شدم. من حتی بر شهوتِ شخصی دیگر هم هیچ قدرتی ندارم.
امروز سپاسگزارم که خودم را در موقعیتی قرار دادم تا «تاریخ پاکیام» را تغییر دهم. تعهد من به برنامه و به هر «۲۴ ساعت»، بهواسطۀ این تجربه قویتر شده است. دعا میکنم هرگز دوباره در چنگال شهوت گرفتار نشوم.
دیگر هیچ تماسی با آن شریک عاطفی ندارم و نمیدانم در چه حالی است؛ اما این را میدانم که با تجربۀ شوک و فشار ناشی از افشاگری کامل او، هرگز و به هیچکس توصیه نمیکنم عزیزش را در چنین موقعیتِ دردناکی قرار دهد. اینکه توانستهام از آن زخمها شفا پیدا کنم، حقیقتاً یک معجزه است. من از وحدتِ انجمن، عشقِ عمیق در رابطه راهنما و رهجو، و قدرت خداوند شگفتزده و سپاسگزارم.
اگر کسی قصد دارد تمام جزئیات را به عزیزش بگوید، پیشنهاد میکنم با اعضای قدیمی مشورت کند. آسیبهای غیرضروری که من متحمل شدم، قابلاجتناب بود. این کار نه به هیچیک از ما بهعنوان یک فرد کمک کرد و نه ما را برای موفقیت در جایگاه یک زوج آماده ساخت.
کتاب «الکلیهای گمنام» بهروشنی بیان میکند که هرگز نباید چیزی را برای کسی افشا کنیم که گفتههایمان باعث آزار او میشود. قدمهای دیگری وجود دارد که برای پاکسازیِ «ویرانههای گذشته» از آنها استفاده میکنیم. قدمها کار میکنند، اگر ما آنها را کار کنیم. پاک و سپاسگزار.
گمنام



