Absolute Honesty

صداقت مطلق با خودم ، راهنمایم و نیروی برترم

شغل من حراست از یک مجموعه بزرگ شامل باغها و یک ساختمان است . چند هفته قبل در موقعیتی کاملاً جدید قرار گرفتم که  قبلاً هرگز آن را تجربه نکرده بودم . افرادی که با آنها کار  و زندگی می کردم به مدت دو ماه به تعطیلات تابستانی رفتند . من تنها ماندم و از آن زمان به ندرت کسی را حضورا ملاقات کرده ام . مساله حیاتی این است که من دسترسی کاملی به اینترنت دارم . من می توانم هر آنچه را که می خواهم ، ببینم و کسی هم متوجه نخواهد شد . برای یک معتاد جنسی مثل من که در برنامه SA حضور دارد امکان لغزش های زیادی وجود دارد و این می توانست  موقعیت کاملی باشد که امکان  غرق شدن کامل در اعتیادش را فراهم می آورد . با این حال سپاسگزار خداوندم که الان شش هفته است که تنها زندگی می کنم و هنوز هوشیار هستم . در این لحظه که این مقاله را مینویسم  شش ماه هوشیاری دارم . بعد از اینکه این تجربه ام را در یک جلسه زوم SA مشارکت کردم یکی از دوستانم از من خواست تا آنچه را که واقعاً به بقای من کمک کرده است را بنویسم . بنابراین من برخی از این ابزارها را در این شش نکته جمع بندی کرده‌ام:

  1. یک برنامه روزانه منطقی را برای خود تنظیم کنید و سعی کنید تا حد امکان به آن پایبند باشید . اینکه چه زمانی از خواب برخیزید، کی صبحانه ، ناهار و شام بخورید , و زمان کار، استراحت ، دعا ، برنامه SA و جلسات SA را مشخص کنید.
  2. هر روز عصر برنامه ای برای کار و اوقات فراغت فردایتان بنویسید . به یاد داشته باشید که تنبلی یک دشمن هوشیاریست و فضاهای خالی در زمان شما اسلحه شهوت هستند.
  3. آگاه باشید که ممکن است چیزهای غیر منتظره ای اتفاق بیفتند. در مورد من این چیز غیر منتظره یک قبض برق بود که فردای روز دریافت آن من مجبور شدم که تا اداره مربوطه در اطراف شهر رانندگی کنم و دو ساعت را از دست بدهم. اگر مجبور شدید برنامه هایتان را تغییر دهید ، نگران نباشید . برنامه‌ریزی برای شماست نه شما برای برنامه ریزی .سعی کنید انعطاف پذیر باشید.
  4. اوقات فراغت تان را برنامه ریزی کنید . لپ تاپ ، موبایل و دیگر ابزار های وابسته به اینترنت را به عنوان یک ابزار سرگرمی فراموش کنید . اینترنت فقط برای کار و برنامه SA است . در آغاز این برای من آسان نبود - این الگوی رفتاری به صورت عمیقی در مغز من ریشه دوانیده بود . نهایتاً پس از چند روز موفق شدم . پوشاندن لپ تاپم با یک رومیزی کمک زیادی به من کرد . (شما آنچه را که نمی بینید از دست نمی دهید ) سعی کنید اشکال دیگری از فعالیت یا کارهای ذوقی را پیدا کنید.
  5. دعا. آه مرد ، این سخت ترین کاری بود که باید در برنامه به آن می چسبیدم. من بهانه های زیادی داشتم که مثلاً در حال حاضر کار مهمتری برای انجام دادن دارم یا خسته ام یا گرسنه . اما همیشه بعد از ۱۰ تا ۱۵ دقیقه مراقبهء سکوت یا خواندن برخی مطالب روحانی مربوط به آیین اعتقادی ام , سپاسگزار خدا شده و آن را انجام می دادم. ثمره های آن صلح و آرامش بودند.
  6.  از طریق جلسات زوم با اعضای SA در تماس واقعی باشید . اینکه در جلسات دوربین خود را روشن کنم کمک زیادی به من کرد تا بر روی جلسات متمرکز بوده و فعال باشم. هیچ گاه با یک جلسه زوم مثل یک ایستگاه رادیویی برخورد نکنید که جایی روی میز در حال پخش است و شما به صورت همزمان در حال انجام کار دیگری هستید. جلسات SA صرفاً برای گوش دادن یا صحبت کردن نیستند بلکه در مورد عواطف هم هستند.

 هر روز من به حدوداً ۱۵ نفر از اعضا دسترسی دارم . وقتی که از واتساپ استفاده می کنم این کار  خیلی راحت و ساده است . صبح ها موقع صبحانه خوردن یک پیغام به یکی از اعضا مینویسم که در واقع نوعی تسلیم احساسات است و آنچه که در حال حاضر در زندگی ام در جریان است . سپس آن پیام را برای اعضای بیشتری کپی می کنم . در طی روز جوابهایی دریافت می کنم. بعضی از گیرندگان پیغام من در کل هیچ واکنشی نشان نمی دهند . برخی از آنها تنها یک پیغام کوتاه ساده مانند سپاسگزارم می فرستند . اما بعضی از دوستان با فرستادن آنچه که می ‌خواهند تسلیم کنند به من پاسخ میدهند. گاهی اوقات ما شروع به پیام دادن به هم میکنیم ، گاهی تماس میگیریم و صحبت می کنیم . در لیست تماس های من حدوداً ۱۰۰ شماره تلفن وجود دارد و معمولاً به هر یک از آنها هر هفته یا حداقل هر دو هفته یکبار در تماس هستم . یک ضرب المثل چینی می گوید: « اگر از راهی که به خانه دوستتان میرسد استفاده نکنید با علف پوشیده شده و ناپدید می شود »

جمع بندی من . این ابزار ها کار می کنند . واقعاً . من آنها را در زندگی ام تجربه کرده ام . فقط یک شرط وجود دارد: صداقت. همانگونه که در کتاب بزرگ AA می گوید : «به ندرت کسی را دیده ایم که راه ما را با جدیت بپیماید و به مقصد نرسد . کسانی که بهبود نمی یابند آنهایی هستند که نمی خواهند و یا نمی‌توانند خود را کاملاً به این برنامه ساده بسپارند . معمولاً آنان مردان و زنانی هستند که اساساً نمی توانند با خود صادق باشند.» ( صفحه ۸۹ )

برای هوشیار ماندن و بهبودی باید مطلقاً با خودم و راهنمایم صادق باشم . در این برنامه دوازده قدمی نیروی برتر از طریق اعضای دیگر کار می کند . پس اگر من با راهنمایم صادق باشم در واقع با خداوند صادق بوده ام . بدون صداقت من میتوانم از ابزارهایی که در بالا ذکر شد استفاده کنم ولی هنوز لغزش کنم . رازهایی که من در ذهنم نگاه میدارم الزاما خیلی جدی نیستند . ممکن است که یک فکر ساده ، خاطره ، وسوسه یا محرکی باشد که من اخیراً تجربه کرده‌ام و آن را مانند یک دارایی شرم آور در اعماق خودم دفن کرده‌ام.  این راز مانند یک کپک رشد می کند و تمایل من برای هوشیاری را می بلعد. در شرح حال روزانه من این عبارت وجود دارد : «من آگاهم که در پشت ابزارهای برنامه خدایی وجود دارد و این خداست که به من کمک می کند هوشیار بمانم.  ابزار ها صرفاً ابزارهایی جهت کمک به ارتباط با خداوند هستند . نا صادقی یک نقص شخصیتی است که این ارتباط را تا حدود زیادی قطع می کند.»

جک بی شهر داو فیلیپین

Share This Story, Choose Your Platform!