Nie mogę pomijać serca
Uczciwość pomaga mu podejmować Kroki ze szczerym sercem. Uczciwość zaczyna się w moim sercu. Mój umysł potrafi wymyślić mnóstwo powodów, żeby ominąć prawdę.
Uczciwość pomaga mu podejmować Kroki ze szczerym sercem. Uczciwość zaczyna się w moim sercu. Mój umysł potrafi wymyślić mnóstwo powodów, żeby ominąć prawdę.
Jej sponsor pomogła jej uznać głęboki żal do przybranej matki. „Bezwzględny” to przymiotnik oznaczający także coś skrajnie dokładnego, wyczerpującego lub precyzyjnego. „Bezwzględna uczciwość” to zobowiązanie do całkowitej prawdomówności we wszystkich aspektach życia, nawet gdy jest to trudne lub niesie za sobą konsekwencje. Uff.
Kroki zastępują proces uzależnieniowy Programem zdrowienia. To przydarzyło mi się prawie 20 lat temu, kiedy dopiero zaczynałem Program zdrowienia.
قدمها فرایند اعتیادآور را با یک برنامۀ بهبودی جایگزین میکنند این اتفاق تقریباً بیست سال پیش افتاد. زمانی که من تازه این برنامۀ بهبودی را آغاز کرده بودم. در مسیر محل کارم بودم و آرام رانندگی میکردم که خودروی پشتسرم ناگهان سرعت گرفت و به ماشین من زد. تصادف بسیار جزئی بود؛ اما با خودم فکر کردم: «میتوانم از این موقعیت سوءاستفاده کنم و پولی از آن در بیاورم. همینطور میگویم که او کل قسمت عقب ماشینم را خراب کرده.» میدانستم که خسارتهای دیگر قبلاً ایجاد شده بودند و بههیچوجه مسئولیت آن راننده نبودند.
ایستادن کاملاً بیدفاع در پیشگاه خداوند، برای اینکه او نواقصش را برطرف کند، تجربهای روحانی و حیاتی به او بخشید
او از طریق برنامه آموخت که در تمام جنبههای زندگیاش صادق باشد صداقت شدید با خود، بهترین دارو برای این بیماری است؛ زیرا بیماری من ناشی از انکار است؛ یعنی دروغ گفتن به خود و دیگران. پیش از شهوت آموختم که خیالپردازی کنم و داستانهای سرگرمکننده ببافم. زمانی که دریافتم میتوانم صرفاً با دروغ گفتن از دردسر دوری کنم یا با مسائل ناخوشایند روبهرو شوم، آن عادت را به زندگی روزمرهام وارد کردم
نیروی برتر به او شجاعت میدهد تا تمام زندگیاش را به ارادۀ خداوند بسپارد وقتی کلمات «صداقت شدید» را میشنوم، همهچیز از ذهنم میگذرد: بیرون ریختنِ درون، مشارکت با دیگران، نوشتن ترازنامههای قدم دهم، تلفن زدن و مشارکت صادقانه و خالصانه در جلسات
صداقت به او کمک میکند تا قدمها را با خلوصِ قلب بردارد. صداقت با قلبم آغاز میشود. ذهنم قرار است به انواع دلایل و بهانههایی فکر کند تا از حقیقت طفره برود.
راهنمایش به او کمک کرد تا به رنجش عمیق نسبت به مادرخواندهاش اقرار کند. واژۀ شدید، «صفتی است به معنای بسیار کامل، جامع یا صحیح.» صداقت شدید، تعهدی به راستگویی کامل در تمام جنبههای زندگی است؛ حتی زمانی که دشوار است یا پیامدهایی بههمراه دارد
להיות חשופה לחלוטין לפני אלוהים עם נכונות רחבה שהוא יקח את הפגמים שלה נתן לה חוויה רוחנית הכרחית