הכוונת עצם בתנועה
עבודת הצעדים על פחד אפשרה לה לפעול תחת הכוונה אלוהית אני נשואה כמעט 50 שנה. בעלי היה אכזרי בצורה בלתי נתפסת, אבל פחדתי לעזוב. הפחד הכי גדול שלי היה שלא אצליח לפרנס את עצמי, ושאהיה חסרת בית
עבודת הצעדים על פחד אפשרה לה לפעול תחת הכוונה אלוהית אני נשואה כמעט 50 שנה. בעלי היה אכזרי בצורה בלתי נתפסת, אבל פחדתי לעזוב. הפחד הכי גדול שלי היה שלא אצליח לפרנס את עצמי, ושאהיה חסרת בית
הוא חווה שינוי ע"י SA שעזר לו לראות את הזהות האמיתית שלו הבעיה היא איננה הבעיה כאשר הגעתי ל-SA ב-1999 בעקבות משברים בַּמשפחה ובמערכות יחסים, הייתי בסערת רגשות מבולגנת. באמת שלא הרגשתי דבר מלבד כעס. ידעתי בדיוק מה לעשות ואיך לפתור במהירות את כל העניינים בחיי, ובזריזות לחזור ל"נורמליות" שוב, לשחק בַּמשחק 'משפחה מאושרת'
הצעדים הסירו ממני את הבושה ואת הפרפקציוניזם – שילוב קטלני שחסם אותי מלהיות פגיעה כשאני מרגישה בושה, אני מרגישה פגיעה. ההגדרה של פגיעות היא "חוסר היכולת להגן על עצמך מפני פציעה, התקפה, או לעג." המילון גם מציין "אדם הזקוק לטיפול, תמיכה או הגנה מיוחדים
זיהוי הבעייה ודריכה מחוץ לגבולות העצמי נותנות לו חיים ברצונו ואמונו של האל
خداوند ترس او را برطرف کرد و ایمانِ همراه با عمل را جایگزین آن ساخت تمام زندگیام آنچنان در بند ترس بودم که امیدم را به رهایی از دست داده بودم. با کار کردن قدمها، ناگهان نوری درخشان در انتهای تونلی طولانی، سرد و تاریک، با گرمایی آرامشبخش تابیدن گرفت. با این حال در هر قدم، ترسها همچنان در کمین بودند. استفاده از ابزار سادۀ ترازنامۀ «از ترس به ایمان» به من کمک کرد تا دوباره بهسوی خداوند و راهحل قدمهای دوم و سوم بازگردم
او را پاک نگه داشت؛ درحالیکه رواندرمانی به او کمک کرد تا از آسیب روحی و شرم SA بهبود یابد
کارکردن قدمها بر روی ترس به او این امکان را داد که تحت راهنمایی خداوند دست به عمل بزند نزدیک به ۵۰ سال است که ازدواج کردهام. شوهرم بهطرزی باورنکردنی بیرحم بوده است؛ منتها من از ترک کردن او میترسیدم؛ زیرا بزرگترین ترسم این بود که نتوانم از پس مخارج خود بربیایم و بیخانمان شوم
او تحولی را در SA تجربه کرد که به او کمک میکند هویت واقعیاش را ببیند مشکل، خودِ مشکل نیست وقتی در سال ۱۹۹۹ بهخاطر بحرانهای شخصی، خانوادگی و ارتباطی به SA آمدم، احساساتم کاملاً بههم ریخته بود. من واقعاً هیچ احساسی به جز خشم نداشتم. دقیقاً میدانستم چهکار کنم و چگونه تمام مشکلات زندگیام را به سرعت حل کنم و دوباره به حالت «عادی» برگردم و بازی «خانوادۀ خوشبخت» را اجرا کنم
قدمها شرم و کمالگرایی را از میان برداشتند. ترکیبی مرگبار که مانع آسیبپذیر بودن او میشد
شناسایی مشکل و بیرون قدم گذاشتن از «خود» به او این اجازه را میدهد تا در اعتماد و ارادۀ خداوند زندگی کند مایلم این واژگان را تعریف کنم؛ زیرا معتقدم وقتی مشکلی را تعریف میکنیم، به راهحل میرسیم. من احساس گناه را احساس مناسب و سالمی از ناراحتی میدانم که وقتی به خودم و دیگری آسیب میرسانم، به من دست میدهد