What She Freely Gave

آنچه او به رایگان بخشید

کار کردن روی قدم‌ها:

اول ما دربارۀ قدم‌ها صحبت می‌کردیم. بعد سیلویا پرسید: «آیا کتاب سفید را می‌خوانی یا دوازده و دوازده را خوانده‌ای؟» این زمانی بود که هنوز کتاب قدم در عمل نوشته نشده بود. من کتاب سفید را برای درک ماهیت قدم‌ها می‌خواندم و از دوازده و دوازده برای کارکردن قدم‌ها استفاده می‌کردم. سوم دربارۀ اینکه چگونه آن قدم خاص را کار کرده‌ام، می‌نوشتم و نوشته‌هایم را برای او می‌خواندم. در نهایت سیلویا بازخورد می‌داد تا مشخص کند که آیا لازم است در آن قدم عمیق‌تر شوم یا نه. وقتی آشفته بودم، از من می‌پرسید که باید روی کدام قدم کار کنم. او می‌گفت: «باید دعا کنی و بنویسی.»

پگ وی، اوهایو، آمریکا

 

جبران خسارت:

سیلویا پیشنهاد داد که جبرانخسارت مستقیم به مردانی که با آن‌ها رفتار ناهنجار جنسی داشتم انجام ندهم؛ زیرا این کار ممکن بود به آن‌ها آسیب برساند و مرا نیز تحریک کند.

تریشیا اس، پنسیلوانیا، آمریکا

 

سه نوع جلسه:

راهنمای من، سیلویا پیشنهاد داد که هر هفته در سه جلسه شرکت کنم. او گفت: «هر هفته به یک جلسۀ کتاب بزرگ برو، هر هفته به یک جلسه قدم‌ برو و بعد می‌توانی به یک جلسۀ موضوعی هم بروی.» من سعی کرده‌ام این راهنمایی را دنبال کنم.

تریشیا اس، پنسیلوانیا، آمریکا

 

شرکت در همایش‌های منطقه‌ای و بین‌المللی:

راهنمای من سیلویا، مرا تشویق می‌کرد که در همایش‌های بین‌المللی انجمن SA شرکت کنم. با این حال هزینۀ سفر برای من بسیار بالا بود؛ اما می‌توانستم در جلسات منطقه‌ای SA شرکت کنم. سیلویا در همایش‌های‌ بین‌المللی با زنان دیدار می‌کرد و پیام و اطلاعات را با خود به منطقه ما می‌آورد تا با ما به اشتراک بگذارد.

تریشیا اس، پنسیلوانیا، آمریکا

 

سیلویا فقط یک همایش را بین سال‌های ۱۹۸۳ تا ۲۰۰۸ از دست داد:

او در سال ۲۰۰۸ به فرودگاه کلیولند رسید؛ اما همان‌جا خبر رسید که پسرش دچار حملۀ قلبی شده و در بیمارستان بستری است؛ بنابراین بلافاصله به خانه بازگشت. از سال ۲۰۰۹ تا زمان شروع بیماری همه‌گیر در سال ۲۰۲۰، سیلویا در تمام همایش‌ها شرکت کرد. تا جایی که ما اطلاع داریم هیچ‌کس دیگری در تاریخ SA  در این تعداد همایش حضور نداشته است.

پگ وی، اوهایو، آمریکا

 

هیچ نوع رابطه جنسی با خود:

سیلویا مرا راهنمایی کرد تا به آنچه در پایین صفحه ۱۹۱ کتاب سفید نوشته شده تمرکز کنم. او کمکم کرد متوجه شوم که این عبارات عمداً با معنی کلی و نامشخص بیان شده‌اند. عبارت این نیست: «هیچ رابطۀ جنسی با خود»، بلکه این است: «هیچ نوعی از رابطۀ جنسی با خود». سیلویا کنارم قدم می‌زد؛ درحالیکه من به‌آرامی شروع به شناسایی شکل‌های مختلف رابطۀ جنسی با خود کردم. در نتیجه توانستم برای نخستینبار شادی پاکی جنسی را تجربه کنم.

نانسی اس، اوهایو، آمریکا

 

گمنامی:
وقتی سیلویا مرا تصحیح می‌کرد، این کار را به ملایم‌ترین شکل ممکن انجام می‌داد. گاهی تا مدت‌ها بعد متوجه نمی‌شدم که دارد مرا تصحیح می‌کند. یک روز داشتم نظر خودم را برایش می‌گفتم که گمنامی فقط باید در سطح مطبوعات، رادیو و تلویزیون رعایت شود. از دکتر باب و برخی از قدیمی‌ها نقل‌قول آوردم. او با حوصله گوش داد تا حرفم تمام شد؛ سپس گفت که بیماری اعتیاد جنسی برخلاف دیگر اعتیادها، همراه با داغ ننگی است. او گفت کتاب سفید پیشنهاد می‌کند که این بیماری حتی به اعضای خانواده‌مان هم گفته نشود. سیلویا گفت: «فکر می‌کنم اگر نوه‌هایم بفهمند مادربزرگشان یک معتاد جنسی بوده، چطور روی آن‌ها تأثیر می‌گذارد.»

این صحبت چشمان مرا به ظرافت و حساسیت گمنامی برای اعضای SA باز کرد.

لورا دبلیو، فلوریدا، آمریکا

 

خدمت و دفترچۀ راهنمای خدمات  SA:

سیلویا مردم را تشویق می‌کرد که در خدمات SA خارج از گروه نیز مشارکت داشته باشند. او با اصرار از من می‌پرسید: «کِی می‌خوای این کار رو انجام بدی؟»

وقتی بالاخره به هیئت امنای SA پیوستم، پنج زن در آن حضور داشتند. سه نفر از ما رهجوهای سیلویا بودیم. با تشویق سیلویا، در سال ۲۰۰۱، کمیته‌ای تشکیل دادیم و نخستین دفترچۀ خدمات SA را نوشتیم.

تریشا اس، پنسیلوانیا، آمریکا

 

سیلویا سال‌ها عضو کمیته نامزدی بود. او در همایش‌ها عضوگیری می‌کرد و قدرت قانع کردن فوق‌العاده‌ای داشت. مردم اغلب می‌گفتند: «راستش هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم.» و سیلویا جواب می‌داد: «خب، باید بهش فکر کنی.»

کی، مدیر دفتر SAICO، آمریکا

 

رابطه جنسی واقعاً اختیاری بود:

از سیلویا پرسیدم: «چطور به‌عنوان یک معتاد جنسی متأهل با مسئلۀ رابطۀ جنسی کنار می‌آیی؟»
او گفت: «ما کنار نمی‌آییم.» این برایم آرامش‌بخش بوده و برای من جواب داده است. بعد از سال‌ها هنوز متأهل هستم و رابطۀ جنسی بخشی از ازدواجم نیست. شاید این برای بعضی‌ها عجیب بهنظر برسد؛ اما دقیقاً همان چیزی بود که باید در آن زمان می‌شنیدم.

شرلی اس، کالیفرنیا، آمریکا

 

باز هم به انجمن برگرد:

هردو، سیلویا و همسرش از دستگاه CPAPاستفاده می‌کردند و آن را به اتاق هتلشان می‌آوردند. این برای من که خودم دستگاه CPAP دارم، دلگرم‌کننده است. قبول کردن پیر شدن، ادامه دادن و سپردن مشعل به نسل جوان خوب است. سیلویا به برنامه پایبند بود و حتی با گذشت زمان و پیر شدن، در رویدادها شرکت می‌کرد. این برای من بسیار دلگرم‌کننده است.

شرلی اس، کالیفرنیا، آمریکا

 

تسلیم کردن شهوت:

سیلویا گفت: «شهوت را هرچه سریع‌تر تسلیم کن، درباره‌اش در دفترچه‌ات بنویس، با دیگر اعضا تماس بگیر. مهم‌تر از همه آنرا از ذهن خود بیرون کن و با کسی در برنامه ارتباط برقرار کن.»

پگ وی. اوهایو، آمریکا

 

سیلویا برایم تعریف کرد که در یکی از همایش‌ها در ونکوور تجربه‌ای با شهوت داشت. گروه کوچکی از زنان برای یک روز به جزیره ویکتوریا رفتند تا قدم بزنند. یک عضو مرد تازهوارد در برنامه بود و همۀ زنان احساس شهوت می‌کردند. آن‌ها بهدنبال جایی جدا از دیگران گشتند. دور هم جمع شدند و همانجا وسط باغ ویکتوریا یک جلسۀ SA برگزار کردند. در آن جلسه همه آن شهوتی که وجود داشت را تسلیم کردند. بعد از جلسه، آن حس شهوت از بین رفت و تا پایان آخر هفته با هم لحظات خوبی داشتند.

سیلویا گفت: «این اتفاق افتاد چون شهوت دیگر یک راز نبود. اگر آن را مخفی نگه داری، همانجا می‌ماند؛ اما فقط دربارۀ شهوت به صورت دوتایی حرف نزن، در یک گروه مطرح کن، بهطور کلی تسلیم شو، با دیگرانی که از این کار حمایت می‌کنند.»

لورا دابلیو، فلوریدا، آمریکا

 

خوشگذراندن:

سیلویا از خوشگذرانی لذت می‌برد. یادم می‌آید در یک همایش در دیترویت، او گفت: «به SA بپیوند و جهان را ببین.» قبلاً هیچ‌وقت قبل یا بعد از همایش وقتی برای دیدن جاهای دیدنی نگذاشته بودم؛ اما در دیترویت، سیلویا، جین و من به سفرهای جانبی رفتیم. او خوش گذراند. ما تمام مدت دربارۀ SA صحبت نمی‌کردیم؛ فقط از کنار هم بودن لذت می‌بردیم.

نانسی اس، اوهایو، آمریکا

 

سیلویا ضرب‌المثل «ما آدم‌های افسرده‌ای نیستیم» را خیلی دوست داشت. گاهی به من یادآوری می‌کرد که خودم را بیش ازحد جدی نگیرم.

سوزی بی، آیداهو، آمریکا

 

سیلویا حس شوخ‌طبعی فوق‌العاده‌ای داشت. من در دوره‌ای سخت بهخاطر از دست دادن مادرم بودم و خیلی دلتنگش بودم. سیلویا گفت: «می‌خوای سوار هواپیما بشم و امروز مادرت باشم؟»

پگ وی، اوهایو، آمریکا

 

استفاده از ابزار «بررسی جلسه»:

حدود ۲۵ سال پیش، سیلویا می‌دانست که من از ازدواجم شکایت می‌کنم و در یک همایشی جلسه‌ای به نام «جلسه بررسی» برگزار کرد. چند زن به من پیشنهاد دادند که احتمال ترک ازدواجم را درنظر بگیرم. سیلویا نگران بود که ازدواجم چگونه بر بهبودی من تأثیر می‌گذارد. او از ابزارهای برنامه استفاده کرد. این‌ها فقط نظریه نیستند؛ او سبک زندگی بهبودی را زندگی می‌کرد.

نانسی اس، اوهایو، آمریکا

 

تشویق زنان در جلسات مختلط:

وقتی من با سیلویا آشنا شدم، در سال ۱۹۹۸ تنها زن در کلیولند بودم. او تلاش می‌کرد مرا تشویق کند به مردان در جلسه‌ام اعتماد کنم. من بازماندۀ تجاوز هستم. هر دو فردی که به من آسیب زده بودند، مرد بودند. اعتماد به مردان برایم خیلی سخت بود. یا در ابتدا به آن‌ها شهوت داشتم یا از آن‌ها تا سر حد مرگ می‌ترسیدم؛ اما او مدام مرا تشویق می‌کرد به افراد با تجربه و قدیمی آنجا اعتماد کنم. من قدردان این بودم که سیلویا مدام به من می‌گفت: «باید پشتکار داشته باشی، باید ادامه بدهی. خدا در کنار توست.» من واقعاً به این تشویق نیاز داشتم؛ چون سال‌ها تنها زن در منطقه‌ام بودم. در نهایت، زنان شروع به بازگشتن کردند. قطعاً او نجات‌بخش من بود.

پگ وی، اوهایو، آمریکا

 

من از سیلویا پرسیدم که آیا مثل من وقتی برای اولینبار به SA آمدم، او هم ترسیده بود یا نه. او گفت: «می‌دانی، هیچوقت به ذهنم خطور نکرد که من تعلق ندارم.» سیلویا ذاتاً برون‌گرا بود. نمونۀ شجاعت و اعتمادبهنفس بود. او به زنان کمک کرد تا وارد جمعیتی عمدتاً مردانه شوند و در آنجا رشد کنند.

دورین اس، واشینگتن، آمریکا

 

درخواست کمک:

به من گفته شده بود که باید برای درخواست کمک در جلسه اجازه بگیرم. سیلویا به من یاد داد که هرگز نیازی به گرفتن اجازه برای درخواست کمک ندارم. آنجا همان جایی است که برای کمک به آن می‌روم. من فقط وقتی نوبت حرف زدن من است، بدون توجه به اینکه ممکن است ناراحت‌کننده باشد، درخواست کمک می‌کنم. ممکن است به من گفته شود «نه»، «الان نه» یا به جای دیگری راهنمایی شوم؛ اما بهعنوان یک فرد معتاد به رابطه جنسی، هیچکس نمی‌تواند مانع از درخواست کمک من در جلسه شود.

لورا دابلیو، فلوریدا، آمریکا

 

یک سبک زندگی: 

رابطۀ او با خدا، رابطه‌اش با خانواده و با برنامه .SA این‌ها زندگی او بودند. این وظیفه و رسالت او بود.

نانسی اس، اوهایو، آمریکا

 

شخصیت: 

سیلویا همیشه وقتی که او را می‌شناختم بزرگ‌تر از زندگی بود. او حضوری در اتاق بود و نیرویی طبیعی که باید با آن روبهرو می‌شدی. آدم‌هایی با شخصیت‌های بزرگ معمولاً دنبال زندگی می‌روند و از اشتباه کردن نمی‌ترسند. کل هدف از به اشتراک گذاشتن داستان زندگی پر از اشتباهات رنگارنگ این است که شاید کسی پیام را بگیرد و فکر کند: «شاید من لازم نیست این کار را بکنم.»

کی، مدیر دفترSAICO، آمریکا

 

رهجو:

سیلویا یکی از معدود افرادی است که من می‌شناسم و بهجای «رهجو» “Sponsee” از کلمۀ «راهنما»  “Sponsoree” ترکیب واژه‌های راهنما و رهجو استفاده می‌کرد؛ اگرچه ما هرگز بهطور مشخص درباره دلیل آن صحبت نکردیم. من یک نظریه دارم. او فکر می‌کرد کسانی که او از آنها حمایت می‌کند، به همان اندازه به او کمک می‌کنند که او به ما کمک می‌کند. استفاده از واژۀ کامل «راهنما» “Sponsor” بهعنوان ساختار اصلی کلمۀ مورد نظر «راهنما» “Sponsoree” مفهوم اعتقاد او را پشتیبانی می‌کند: «خداوند دو نفر را کنار هم نمی‌گذارد، فقط برای کمک به یکی از آنها.»

سوزی بی، آیداهو، آمریکا

 

زنانگی متین:

من تجربۀ زندگی در دو افراط را داشتم: یا طوری لباس می‌پوشیدم که مثل یک آدم کثیف باشم تا کسی به من تمایل جنسی پیدا نکند یا طوری لباس می‌پوشیدم که تحریک‌کننده باشد و دیگران به من تمایل پیدا کنند. هردو افراط دردناک بود. در یکی احساس می‌کردم کمتر از دیگران هستم و در دیگری احساس برتری داشتم. سیلویا به من اطمینان داد مادامی که به‌طور متین و برای قدرت بالاتر و خودم لباس می‌پوشم: «اجازه دارم مثل یک دختر به نظر بیایم.» اجازه داشتم موهایم را مرتب کنم و کمی آرایش کنم. خیلی آرام شدم.  تجربه، قدرت و امید او باعث شد که احساس کنم نه کمترم و نه برتر؛ بلکه برابر با این جنبه از زنانگی مسئولانه هستم.

لورا و، فلوریدا، آمریکا

 

طرح سیلویا برای قتل:

او اولین و احتمالاً تنها عضوی بود که من تا به حال ملاقات کرده‌ام که قصد داشت کسی را برای کشتن همسرش استخدام کند؛ اما در آخرین لحظه پول را گرفت و بهجای آن وارد مراکز بازپروری شد و این موضوع به نفع او بود؛ زیرا این تصمیم کاملاً جهت زندگی او و کل خانواده‌اش را تغییر داد. دیدن این اتفاق فوق‌العاده بود.

کی، مدیر دفتر SAICO، آمریکا

 

زوال سیلویا و جین:

سیلویا و جین در عرض یک سال از هم فوت کردند. آن‌ها یک زوج قدرتمند بودند که سال‌ها در انجمن‌های خود خدمت کردند. وقتی شروع به زوال عقل کردند، برای سیلویا سخت شد که به یاد آورد چگونه از تلفن همراه خود استفاده کند و چیزهایی از این دست. او آسیب‌پذیرتر شد و در پایان زندگی‌اش آرام‌تر بود. با این حال او همچنان لطف و قدرتی داشت که همیشه تحسین خواهم کرد. وقتی خبر رسید که سیلویا در بیمارستان تحتمراقبت است، رهجویانش تلاش کردند با او تماس بگیرند، به امید اینکه شاید یکبار دیگر بتوانند با او صحبت کنند. سیلویا درحالیکه روی تخت مرگ بود همچنان تماس‌ها را پاسخ می‌داد؛ گرچه صدایش ضعیف بود، سیلویا به تماس‌های رهجوها پاسخ می‌داد و با آنها دعا می‌کرد.

دورین اس، واشینگتن، آمریکا

 

آخرین روزها:

دو هفته قبل از اینکه سیلویا فوت کند، داشتم او را از یک جلسه به خانه می‌رساندم. به او گفتم: «تو ۴۱ سال پاکی داری، سنت بالای هشتاد سال است و دیگر لازم نیست به جلسات بیایی. چرا هنوز به جلسات می‌آیی؟» او پاسخ داد: «من هنوز نسبت به شهوت ناتوان هستم. ممکن است دوباره سقوط کنم. به همین دلیل باید به جلسات بروم.»

ناشناس

 

با افزایش سن سیلویا، او خسارات دردناکی را تجربه کرد. در طول و بعد از بیماری نهایی همسرش جین، سیلویا که در حال سوگواری بود، انتخاب می‌کرد مکالماتمان را با دعای خاصی به پایان برساند. دو روز قبل از فوتش این دعا را با او خواندم. انگار که سیلویا در حال برداشتن قدم سوم نهایی (دریافت برکت خدا) و قدم دوازدهم نهایی (انتقال برکت خدا به دیگران) بود. لحظه‌ای شیرین و تلخ، ترکیبی از غم و شادی بود که هنوز هم اشک به چشمانم می‌آورد.

من باور دارم که سیلویا این دعای برکت را برای همه اعضای SA می‌خواند:

«خداوند شما را برکت دهد و از شما محافظت کند. خداوند بر شما لبخند زند و نسبت به شما مهربان باشد. خداوند لطف خود را به شما نشان دهد و به شما آرامش دهد.»

دورین اس، واشینگتن، آمریکا

Total Views: 7|Daily Views: 1

Share This Story, Choose Your Platform!