ساختنِ پایانی خوش
من اخیراً به مدت سه ماه با یک نفر قرار میگذاشتم. ماه اول عالی بود، اما در ماه دوم، احساس کردم او از نظر عاطفی خود را کنار میکشد. در ماه سوم، خداحافظی و قطع ارتباط کردیم.
من اخیراً به مدت سه ماه با یک نفر قرار میگذاشتم. ماه اول عالی بود، اما در ماه دوم، احساس کردم او از نظر عاطفی خود را کنار میکشد. در ماه سوم، خداحافظی و قطع ارتباط کردیم.
پورن عزیز، باید بگویم که این عجیب ترین کاری است که در حال حاضر انجام می دهم، اما می خواهم از تو برای چیزهای زیادی تشکر کنم. میدانی، ما الان حدود 126 روز با هم در تماس نبوده ایم. (اما چه اهمیتی دارد!)، و نمیخواهم دروغ بگویم – واقعاً دلم برایت تنگ شده است.بسیار زیاد. میبینی؟ من حتی روزها را هم می شمارم! این نشان میدهد چقدر تو در زندگی من مهم بودی!! و اگرچه من دیگر تو را در زندگی ام نمی خواهم، اما زمانی بود که تو برای بقای من حیاتی بودی. ما مشکلات زیادی را با هم پشت سر گذاشته ایم و اگرچه زمان خداحافظی فرا رسیده است، ابتدا باید واقعاً از تو تشکر کنم.
من در نیکاراگوئه متولد شده ام. وقتی بچه بودم پدر و مادرم طلاق گرفتند. من تا حدود 8 سالگی توسط پدربزرگ و مادربزرگ مادری ام در روستا بزرگ شدم. وقتی حدود 6 یا 7 ساله بودم، توسط دو مرد بالغ که همسایه ما بودند مورد سواستفاده جنسی قرار گرفتم
برای من، شهوت جنسی به عنوان یک بازی ساده شروع شد که با بچه همسایه بازی میکردم. هرگز تصور نمیکردم که چنین بازیای میتواند به یک "شیوه زندگی" تبدیل شود. خانواده من به خواهر زیبا و باهوشم بیشتر توجه میکردند، و برای جلب توجه آنها، شروع به دزدی از آنها کردم تا بیشتر مورد توجه قرار بگیرم. این کار موثر نبود. نمیدانستم چگونه بگویم: "من اینجا هستم! مرا ببینید! مرا دوست داشته باشید! من نیاز دارم پدرم مرا در آغوش بگیرد
من در ژوئن ۲۰۱۷ در پاسخ به ایمیلی که دو ماه قبلش از طرف SA برایم فرستاده شده بود به آن پیوستم، و می دانستم که با رفتارهای اجباریم مشکل دارم. طبق یک عادت روزانه، من در حال ارضا نیازهایم مانند یک ماشین برنامه ریزی شده برای انجام جست و جو های تکراری بودم. من تلاش می کردم تا خلا افتضاحم را، که زندگی مخفی ام سالها پشت آن پنهان شده بود را پر کنم.
فصلی که در کتاب سفید با عنوان "شهوت، نیروی اجبار پشت اعتیاد" است، به نظر من مقدمه ای عالی است بر زیر ساخت آنچه که واقعا شهوت چیست. در آن فصل رُوی شهوت را به عنوان " یک نگرش اجباری که یک غریزه طبیعی را به یک خواسته غیرطبیعی تبدیل می کند" تعریف می کند (SA-40) که این دقیقا تجربه من بود.
یکی از دوستان زندانی ما، رافائل اس.، که در چند سال گذشته دو مقاله در ESSAY داشته است، یک جلسه SA را در زندان ایالتی ویرجینیا آغاز کرد. او در حال حمایت از یک دوست دیگر است. ، اگرچه آنها در زندان هستند، برای آنها معنادار است که بخشی از انجمن باشند.
اوایل ورودم به SA، زمانی که راجع به جلسات مختلط مطلع شدم، فکر کردم اگر در جلسه ای باشم که اعضای آن، ذهنی مثل ذهن من داشته باشند،آنجا مثل یک پارتی خواهد شد
سلام، من کارین هستم، یک معتادجنسی خانم، و در ۲۷ ژوئن ۲۰۳۳ به SA پیوستم. تاریخ هوشیاری من یکم سپتامبر ۲۰۲۳ است. من یک گروه حضوری خانگی SA دارم، در جلسات زوم SA شرکت میکنم، دوازده قدم را با یک راهنمای SA کار میکنم و کارهای خدماتی کمیته اصلاح و تربیت SA را انجام می دهم .همچنین، من متعهد به "نه" قرار ملاقات یا وارد شدن به یک رابطه برای حداقل یک سال هستم. من قبل از SA،دلم میخواست بمیرم
من از سال ۲۰۱۰ در این برنامه بودهام. برنامه به من این امکان را داد که ۱۳ سال پاک بمانم و از اینکه از من خواسته شد مقالهای درباره مردان و زنان در جامعه بنویسم، بسیار سپاسگزارم